تبليغاتX
خداوند بهترین دوست انسان
 
 
 
  لاالهالاالله
 
 

زبانی كه به ذكر خداوند گویا باشد و قلبی كه معرفت خدا در او باشد شیطان نفس در او اثر ندارد، مدام چشم به راه هدایت و رحمت خدا باش به راحتی این فیوضات رادرک و دریافت خواهی کرد.شهودات و الهامات و معجزاتی هر روز برای تو رخ می دهد که ممکن است با بی توجهی ازآن بگذری! خدای بخشنده و مهربان، راه دقیق رسیدن به آرزو را به تو نشان می دهد خدا دوست می دارد در وجود تو، نه بنده خود را بلکه خود را ببیند که به همگان خدمت می کند ...

 

 

 

 
 
 

 

 
 

 لاالهالاانت سبحانکانیکنت منالظالمین

 

اللهم اجعل صلواتك و صلوات ملائكتك و حملة عرشك و جميع خلقك

 و سمائك و ارضك و انبيائك و رسلك على محمد و آل محمد

 

    ای فرزند آدم !

در زندگی ات

از اشتباه مهراس

از تکرار آن بهراس

زندگی را زندگی کن

 فقط زنده بودن کافی نیست

نه در افسوس گذشته باش  و نه در هراس آینده

اندوه روز نیامده را بر امروزت بار مکن

که اگر آن روز نرسیده از عمر تو باشد

خدای در آن روز روز ی ات را می سازد !

انسان ها   خواهش ها را آفرینند

و روح خویش را در آنها به بند کشند

چونان عنکبوت که گرفتار دام خویش گردد!

 

* * *

 

 

مردگان جملگی یک آرزو و حسرت دارند

 

 السلام ای بعد ما آیندگان رفتنی

بر شما خوش باد این غمخانه ناماندنی

ای کاش در دنیا شادمانه تر و پرکارتر و مفیدتر زندگی می کردیم !

ای کاش تفاوت زندگی کردن با زنده بودن را می فهمیدیم !

ای کاش درک می کردیم

زندگی در حقیقت غنیمتی است آن قدر عظیم

که فقط یک بار به ما اهدا شده است

 ای کاش لحظه ها را قدر می دانستیم

 امروز را غنیمت دان که دیر نپاید که از تو کسی را یاد نیاید !

 

* * *

فرصت رفته محال است که از سر گردد!

برای رسید به هر هدف بزرگ و ارزشمند

امروز تنها روزی است که وجود دارد!

مرگ بر آرزوهای درازت  می خندد!

آدمی چه دیر می فهمد انسان یعنی "عجالتا!" 

 

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید

 

 

 

هیچ ذره ای در جهان هستی علاوه بر آنکه بیهوده آفریده نشده

 بلکه در وقت مقرر و در زمان معین وظیفه خود را انجام می دهد

 

 

مهتاب سروقت می آید

گل به هنگام، شکوفا می شود

خورسید بی تاخیر و بی تعجیل طلوع می کند

کبوتر، سروقت مادر می شود

و بهار در پگاه باکره فروردین، میلاد خویش را به ضیافت می نشیند

 

و خداوند، هرگز دیر نمی کند!

 

...

 

هرچه هست از قامت ناساز بی اندام ماست


ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست


این همه ناقابلی از ذات خود داریم ما


ورنه منع و بخل و کوتاهی در آن درگاه نیست

 

خواهان بهترین و هر آنچه نیکوست باشید

 

و باور کنید که چنین خواهد شد



خداوند حال هیچ گروهی را تغییر نخواهد داد

تا زمانی که خود آن گروه حالشان را تغییر دهند

 به عبارت دیگر خداوند متعال

 هرگز سرنوشت هیچ کس و هیچ گروهی را تغییر نخواهد داد

مگر اینکه خود آن شخص یا گروه اقدام به تغییر حال و سرنوشت خود کنند

 

خدا را بخوانید
 
 و به اجابت دعای خود
 
یقین داشته باشید
 
 و بدانید که
 
 
 خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد ...
 
 

از خدا بخواهید

 

هر آنچه شما را از او می دزدد از شما بدزدد!

 
  

 


 


وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیاةِ الدُّنْیا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ

هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیاحُ وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ مُقْتَدِراً


 قرآن كریم سوره مباركه كهف (18)، آیه 45


و براى آنان زندگى دنیا را مَثَل بزن كه مانند آبى است كه آنرا از آسمان فروفرستادیم
 
سپس گیاه زمین با آن درآمیخت و « چنان‏ » خشك گردید كه بادها پراكنده‏اش كردند
 
مردگان را نیز اینگونه زنده می کنیم
 
 و خداست كه همواره بر هر چیزى تواناست.
 
 
 
 

 

 

 

 

 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 6:0  توسط شباهنگ فردوسی 

 

 
  
 
 
 
 

 لاالهالاانت سبحانکانیکنت منالظالمین

 

اللهم اجعل صلواتك و صلوات ملائكتك و حملة عرشك و جميع خلقك

 و سمائك و ارضك و انبيائك و رسلك على محمد و آل محمد

 هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند

 و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر خداوند توکل کند

 کفایت امرش را می‌کند، خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند

و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است

 
 
 
 
  
 
 
 
 
 
 سلام من
 
به شوق نگاه منتظرت
 
به دل تنهای مهربانت
 
به اشک چشمان شریفت
 
سلام من
 
به کوچ ،  پرستوهای خسته ی مهاجر
 
به درد دوری مسافر
 
سلام من
 
به آبشار شکر شوق حضور تو
 
که قامت بلند عشقی
 
 مهربانی پیشکش هر آن که ازدوست نشانی دارد
 

تا بال به بال عشق بستی  *  تا هست جهان همیشه هستی

 

حرمت عطر عشق  و حضور خدا را در دل

 نگاه دار و آن را به گنداب غریزه نسپار!!

حرمت عشق را نگاهدار تا حرمتت را نگاهدارد

حرمت دلی را که خدای تو از روح خود در آن دمید نگاه دار

دل طلب کن که حج ، حج دل است

خانه کعبه به دست ابراهیم ساخته شده اما

خانه دل به دست خدای ابراهیم ساخته شده

 محراب آنرا از کینه و بدخواهی و پلیدی خالی  کن

پلیدی، پاکی، پوچی

 این سه راهی است که در پیش پای هر انسانی است

مسیر زندگی یک مسیر بدون بازگشت است

به صورت و به معنا انسان باش

 می توان ساده و دور از هوسهای زود گذر زندگی کرد

زندگی شادی نیست*


*شاد کردن است*


*زندگی قهقهه نیست*


*لبخند است*

 
 

  * * *

 
 

 هو الرفیق 

 

غیبت خدا هستی را قبرستان بی کرانه ای می کند که انسان،خود را در آن تنها می یابد 

خدا یک مفهوم مشترک در ذهن وقلب  تمام انسان ها  است

یک عده با آن مخالف و یک عده به آن معتقدند

 

  * * *

 

ای انسان

کجا می روی ؟ از که می نالی ؟  کجا نگری ؟

حجاب تویی ! سد تویی ! آیینه تویی ! برکه  تویی !

 ببین به خاطر چه دنیایی حرمت شکنی می کنی!

 این گند پیرغدار

 این بی وفا مکار

 از عهد فلک دوار

تا انتهای کار روزگار

کدام سر بر بالین خود یافت که نبرید

کدام شکم پر کرد که ندرید

کرا نوش داد که نیش نزد

کرا نان داد که نمک بر دل ریش نزد

لقمه ای گوشت پیش که افکند که عاقبت پوستش نکند

استخوان به که نبخشید که مغزش نمکید

کرا جان داد که از مرگش امان داد

کرا کلاهی داد که از مرگش امان داد

که  دل بر وی بست که پشتش نشکست

به روی که خندید که بر وی نخندید!

 

 

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید

 

 

 

   پلیدی ها را در خود بکشید قبل از آن که آن ها شما را بکشند !

اگر توان آموختن ادب از بی ادب را داشته باشی

بی ادب ترین در درونت نشسته است

عمری گذشت خود را نشناختی

 چگونه ظرف چند دقیقه دیگران را می شناسی ؟

خداوند ناظر و شاهد اعمال درون و بیرون تو می باشد

و تنها حضوری است که نمی توانی با توجیه کردن او را فریب دهی!

 

 

   * * *

 

بیایید آنقدر در خواب نمانید که روزی به خود بیایید و بفهمید که

 دنیایی که به خاطر آن این همه حرمت شکنی کردید چیزی جز یک سراب نبود

 

 
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود

 

نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود

زین پیش نبودیم و نَبُد، هیچ خلل

 

زین پس چو نباشیم، همان خواهد بود

 

 

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید

 

 

 

ای انسان

«جهانِ گذران» را گذراندی تا به خدا نزدیک تر شوی؟

گیتی بهر خوب و زشت تو دفتری دارد 

و مطمئن باش که پاداش و کیفر تو را در همین جهان می دهد!

اشکی از چشم کسی گر زبیداد تو ریخت

این محال است که چشمان تو گریان نشود

صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را

نیکی چه بدی داشت که یک بار نکردی

اعمال زشت تو در این جهان

جون ریسمانی سخت و محکم در خواهد آمد

و سرانجام به دور گردن روحت می پیچد!

عاقل را اشاره ای بس است!

 

 

     * * *

 

 

 رقص دختران هندی را بیشتر از نماز خودت دوست بدار !

اگر از روی ترس نماز می خوانی! 

 چون آن ها از روی عشق می رقصند وتو از روی ترس!!

 

 

    * * *

 

 خدای من مهربانترین پروردگار مشرقین خالق مغربین

 اگر بنده ای از راه تو فاصله گیرد چه می کنی

 جز این است که با مهربانی ستودنی و همیشگیت بازش می آری

او را سختی می دهی بلکه به خشوع افتد و به یادت اورد

 یا نعمتش می دهی تا دلش بدست آری

و یا به دلش دلتنگی عبادت می دهی تا ذکرت کند

 نجواهای همیشگی من شاهدی بر ادعای عشق منست

ای بهترین محبوب خاموشم

 

یار بی پرده از در و دیوار ......در تجلیست یا اولی الاابصار


که یکی هست و هیچ نیست جز او...........وحده لا اله الا هو

 

  

 به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید

 

 
 
 
    

خدایا ! تو در آن بالا بر قلّه الوهیت

تنها چه می كنی؟

 

ابدیّت را بی نیازمندی،بی چشم به راهی

 

بی امید چگونه به پایان خواهی برد؟

 

ای كه همه هستی از توست

 

تو خود برای كه هستی؟

 

 

چگونه هستی و نمی پرستی؟

 

یا حبیب من لا حبیب له
 
 
مدعیان رفاقت هر کدام تا نقطه‌ای همراهند

عده ای تا مرز منفعت

عده‌ای تا مرز مال

عده‌ای تا مرز جان

عده‌ای تا مرز آبرو

و همگان تا مرز این جهان
 
بواقع چون به دیده ی دل بنگرم!
 
 انسان از خود هیچ ندارد و فقیر مطلق است

تنها تویی که هماره می مانی

 بمان ای محبوب خاموشم 

يارب! يارب!يارب

تو كي نبودي كه بودنت دليل بخواهد؟

تو كي غايت بودي كه حضورت نشانه بخواهد؟

تو كي پنهان بوده‌اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟

كور باد آن چشمي كه تو را ناظر خويش نبيند

كور باد نگاهي كه ديده‌باني نگاه تو را درنيابد

بسته باد پنجره‌اي كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود

و زيان كار باد سوداي بنده‌‌اي كه عشق تو نصيب ندارد

خداي من!

مرا از سيطره ذلت بار نفس نجات ده و پيش از آنكه

خاك گور بر اندام نشيند از شك و شرك رهايي‌ام بخش

خداي من! چگونه نوميد باشم در حالي‌ كه تو اميد مني!

چگونه سستي بگيرم در حالي كه تكيه‌گاه مني!

خداي من!

اگر آنچه از تو خواسته‌ام. عنايت فرمايي محروميت از غير از آن زيان ندارد

و اگر عطا نكني و هر چه عطا جز آن منفعت ندارد

 

 

 

 

 

 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 6:0  توسط شباهنگ فردوسی  | 

 

 

  تقدیم به لطیف حریر حریم حرمت انسانیت و انسان ها

 

سپاس به  پیشگاه حضرت دوست که هر چه هست از اوست

 

 
 

 

 
 
 

 

 

 

 

 

 لاالهالاانت سبحانکانیکنت منالظالمین
 

 

اللهم اجعل صلواتك و صلوات ملائكتك و حملة عرشك و جميع خلقك

 و سمائك و ارضك و انبيائك و رسلك على محمد و آل محمد

 

  * * *

 

 

 سلام ...سلام من به تو

سلام من

به شوق ،به شعور ،به شرم

به  پاکیزگی ، به  پرهیز ،به  پارسایی

به آزادی ،به عشق ،به رهایی

سلام من

بر تمامی لحظه های زلال جاری فرداهای سبزت

بر همه روزهای شکرینی که تو را انتظار می کشند

سلام من

به آبشار شکر شوق حضور تو

که قامت بلند عشقی

  * * *

هر کس در این جهان عاشق نیست

در آن جهان به دیدار حضرت عشق راهش نیست

هر کس که در این جهان جام دلش از سنگ عشق شکسته نیست

در آن جهان مر همش ننهند 

 

  * * *

هر که را تن بمیرد از خلق جدا گردد

هر که را دل بمیرد از حق جدا گردد

 

  * * *

خوشا به حال انسان هایی که وجودشان به پیرایه پاکی و شرم آراسته شده

 

 

 
نه در حالت بمان
 
نه در جایت بمان
 
همواره روحی مهاجر باش به سوی مبداء
 
به سوی آنجا که می توانی انسان باشی
 
به سوی آنجایی که می توانی
 
از آن چه هستی و هستند
 
فاصله بگیری
 

  * * *

 خویشتن را  پلی سازید برای رسیدن به حضرت دوست

تنها کسانی به خلوت او راه می یابند که در دنیا دوباره متولد شوند

 پلشتی ها و تکبرها و کینه ها و عنادها  را در خود بکشید

 و بگذارید آنها بمیرند قبل از آنکه واقعا مرده باشید

 

  * * *

 

به راستی که" انسان"

 موجود شگفتی است!

 با پیه پاره ای می بیند

 با تکه گوشتی سخن می گوید

با قطعه استخوانی می شنود

و از ساده روزنی نفس می کشد

و به راستی که بزرگی" انسان "

به هنگام سختی ها و در آزمایشات این دنیا  آشکار می گردد

"علی علیه السلام"

 

  * * *

 هر جا غصه دار شدي استغفار کن

استغفار امان انسان است

محزون که شدي استغفار کن

چه غم خودت چه ديگري را داري استغفار کن... 

 شما همیشه نگران خطاهایی هستید که مرتکب شده اید

اما خداوند نگران آنها نیست

گذشته ،گذشته است

 گذشته  ، "در گذشته " ، خدایش بیامرزد !

شما الهی هستید

نیمه دیگر  پروردگار

علت اساسی همه خطاهای شما

عدم شناخت خداوند بوده

باور کنید

خداوند خطاها و لغزشایی را که به بهانه جهل مرتکب شده اید

علیه شما به کار نمی گیرد

خداوند فقط یک چیز از شما می خواهد

همان خطاها را دوباره تکرار نکنید

به همین سادگی

 

 

 

 

 

 

باید انسان بودن ، پاک بودن ،مسئول بودن

و در اندیشه سرنوشت دیگران بودن

 وظیفه نباشد ، بلکه صفت آدمی باشد

 زیرا مسئولیت زاده توانایی نیست

 زاده خودآگاهی است

و زاده"انسان" بودن است !

 

 

  * * *

 

 در جهان هستی ، هیچ کاری سهل تر و سخت تر از انسان خوب بودن نیست

 

 ای بی خبر مرو به خواب فرصتت کم است

سیر بهار عمر مکرر نمی شود

 

 

  * * *

 

 خدایا ما را ببخش

برای همه غفلت هایمان

و بیدار یی عنایت کن تا از خواب غفلت بیدار شویم

و بگذار تا بار دیگر زندگی را با حرمت تجربه کنیم

قبل از آنکه  پیمانه عمرمان سر ریز گردد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 6:0  توسط شباهنگ فردوسی 

 

 
روزگار۱۳۹۱  مبارک 

 

ساعت ها چقدر سرعت دارند برای تمام کردن روزها

 روزها چقدر سرعت دارند برای تمام کردن ماهها

ماهها چقدر سرعت دارند برای تمام کردن سالها

و سال ها چقدر سرعت دارند برای تمام کردن عمرها

پس به آنچه خدا به شما داده است شاد باش

 و برای آنچه نداده غمناک مباش

 

 زندگی کوتاه است 
 
پس به زندگی ات عشق بورز
 
 
 
 
 

 

 
 
 

 

 

 

 

 

 لاالهالاانت سبحانکانیکنت منالظالمین
 

 

اللهم اجعل صلواتك و صلوات ملائكتك و حملة عرشك و جميع خلقك

 و سمائك و ارضك و انبيائك و رسلك على محمد و آل محمد

 

  * * *

 

به نام خداوندي که اگر همراهمان نباشد ما را يک نفس هم سودي نيست

 

حمد بی حد واحدی را -جل جلاله - که جلال وی غایت تصاویر عقل است 
 
 
 

 

هر کس میانه اش با خدایش باصفا باشد

گمشده هایش را پیدا می کند

و درهای نا امیدی به روی او بسته می شود

و به اسرار عالم هستی آگاه خواهد شد

وبه استعدادها و توانایی های دورنی خود پی خواهد برد

و از آن برای رسیدن به حضرت دوست استفاده خواهد کرد

 

  * * *

 

   بهار،  نامه ای است که خداوند در پرده برای انسان می نویسد

مانند یک عاشق به معشوقش می نویسد

ای انسان نگاه کن

تجلی و حضور مرا در آیینه بهار ببین

 من متجلی هستم

ظهور وتجلی من را تماشا کن

 

هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن ...
 
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 6:6  توسط شباهنگ فردوسی  | 

 

 

 

 

 

 

لا إلهَ إلّا أنْتَ سُبْحانَكَ إنّى‏ كُنْتُ مِنَ الظالمینَ
 
 

اللهم اجعل صلواتك و صلوات ملائكتك و حملة عرشك و جميع خلقك

 و سمائك و ارضك و انبيائك و رسلك على محمد و آل محمد

 

 هوالواقف علی السرائر والضمائر

 

 

 

 

 

سبحان الله 

 

 

 

غلط است این تفكر كه بپنداریم زندگی می گذرد

 بپذیریم عزیز ؛ زندگی می ماند ؛ من و تو می گذریم

 

  * * *

 

یادت باشد كه امروز روز دیگری ست

پس هرگز امروزت را بر اساس خاطره تلخ دیروز داوری نكن تا فردایت تباه نشود

 

 

  * * *

 

خدا را در دلت احساس كن ؛ به او توكل كن و قدمهایت را محكم بردار

چرا كه وقتی ایمان شكست می خورد ؛ ترس پیروزی اش را جشن می گیرد

 

  

 

  * * *

اگر نمی‌توانی راجع به خدا بیندیشی

حداقل سعی کن از قید خودت رهایی یابی و پلیدی‌های نفست را مهار کنی

 رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی

 

   * * *

 

همه انسانها روزی کتابی کامل می شوند در کتابخانه عرش خدا

 این دنیا برای آدمی حکم مقدمه‌ای از یک کتاب را بیشتر ندارد

 

برای قضاوت کردن خیلی زود است فقط خدا آخر داستان را می داند
 
پس صبر کن...حتی به اندازه کوتاه ماندنت بر روی زمین....
 
 

 

 

 

 

 

 

 موطن آدمی را بر هیچ نقشه ای نشانی نیست

 

 هركس مركز جهان خويشتن است

 

آنچه در درون انسان است از جهان بزرگ تر است 

   

انسان جهان خويش را مي سازد

 

انسان منبع آفرينش است

 

انسان تصويري از شمايل خدا ست

 

  * * *

 

هر ندايي كه ترا بالا كشيد                         

 آن ندا مي دان كه از بالا رسيد

في السماء رزقكم نشنيده اي                      

اندر اين پستي چه بر چيده اي

ترس و نوميديت دان آواز غول                 

  مي كشد گوش تو را تا قعر سفول

تو كم از خرس نمي نالي زدرد                    

خرس رست از درد چون فرياد كرد

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 11:18  توسط شباهنگ فردوسی  | 
 

 

 

 

 

 

لا إلهَ إلّا أنْتَ سُبْحانَكَ إنّى‏ كُنْتُ مِنَ الظالمینَ
 
 

اللهم اجعل صلواتك و صلوات ملائكتك و حملة عرشك و جميع خلقك

 و سمائك و ارضك و انبيائك و رسلك على محمد و آل محمد

 

                                

 

 

 

 

 

 هوالواقف علی السرائر والضمائر

 

حمد بی حد واحدی را -جل جلاله - که جلال وی غایت تصاویر عقل است 

 

 

صلوات الله و صلوات ملائكته

 و انبيائه و رسله و جميع خلقه  على محمد و آل محمد

والسلام عليه و عليهم و رحمه الله و بركاته

 

 

 

 

 

 

 

 

تا زنده هستید دل خود را زنده و شاداب نگهدارید

فرصت برای دلتنگی ومرگ بسیار زیاد است

 

      آنکه از دست روزگار به خشم می آید ، هر آنچه آموخته بیهوده بوده است

 

      بدبخت کسی است که نمی تواند ناراستی خویش را درست کند

 

       جایی که راه نیست خداوند راه می گشاید

 

 

منگر اندر نقش زشت و خوب خویش

بنگر اندر عشق و در مطلوب خویش

منگر آنک تو حقیری یا ضعیف

بنگر اندر همت خود ای شریف    

گر در طلب منزل جانی، جانی

گر در طلب لقمه ی نانی، نانی

این نکته ی رمز اگر بدانی، دانی

هر چیز که در جستن آنی، آنی

 

 

 هر اعتقاد که تو را گرم کرد و تو را به آرامش حقیقی رساند

 آن را نگه دار و هر اعتقاد که تو را سرد و پریشان  کرد، از آن دور باش

چنان گرم باش در آن طلب

 که گرمی طلبِت بر هر که بزند

 آن کس بیفتد و با تو یار شود

 

 

 

 

 

 

هیچ طبیبی ندهد بی مرضی حب و دوا

باید همگی درد شوی تا که به درمان برسی

 

  * * *

 

الهی

قسمت این بود که

 من در این عصر پرهمهمه حاضر باشم

 تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم

 تو نور باشی و تا آن سوی دنیا بروی

 من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

 

  * * *

 

طالبان را صبر می باید بسی

طالب صابر نه افتد هر کسی

تا طلب در اندرون ناید پدید

مشک، در نافه، ز خون ناید پدید

 هر که را نَبوَد طلب، مردار اوست

زنده نیست او، صورت دیوار اوست

هر که را نَبوَد طلب حیوان بود

حاش لِللّه صورتی بی جان بود

گر به دست آید ترا گنجی گهر

در طلب باید که باشی گرم تر  

 

 

 

 

 

 

 

 

تو به هر حالي كه باشي مي‌ طلب
آب مي‌ جو دايما اي خشك‌لب

كان لب خشكت گواهي مي‌دهد
كو بآخر بر سر منبع رسد

خشكي لب هست پيغامي ز آب
كه بمات آرد يقين اين اضطراب

 

  * * *

 

آب می جویم در این کویر.آب می

گفت پیغمبر که چون کوبی دری

عاقبت زان در برون آید سری

چون نشینی بر سر کوی کسی

عاقبت بینی تو هم روی کسی

چون ز چاهی می کنی هر روز خاک

عاقبت اندر رسی در آب پاک  

 

 * * *

 

 جویی در این بیابان...لبهای تو خشک است...

ولی از طلب منشین... ناامید نباش.ناامید نشو

او گفت از من بخواه ...

از او بخواه

 

 

  * * *

 

بنده ی آزاد را آید گران

زیستن اندر جهان دیگران

درشکن آن را که ناید سازگار

از ضمیر خود دگر عالم بساز

مرد حق! برنده چون شمشیر باش

خود جهان خویش را تقدیر باش

 

  * * *

 

درد طلب، گوهر گرانی است، که کمتر نصیب انسان می شود

 و تا این درّ گران وجود انسان را فرا نگیرد

سلوکی و سفری در آفاق و انفس شکل نمی پذیرد

 

 

سرمایۀ راه رو حضور و ادب است       آنگاه یکی همّت و دیگر طلب است

ناچار بود رهرو ازین چار اصول         ورنه به مراد دل رسیدن عجب است

 

 

  اگر می‌خواهید رستگار شوید هم رنگ عالم هستی شوید

رنگی که هیچ گاه فراموش شدنی نیست و آن رنگی نیست جز رنگ خدایی

صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ  

 رنگ الهی [توحیدی را بگیرید] و چه رنگی از رنگ الهی خوش‌تر است؟

 و ما پرستندگان اوییم( البقرة :  138)

 

 اگر می‌خواهی رسوای عالم نشوی و موفق و خوشبخت باشی

 راهی جز این نداری که هم رنگ خوبی‌ها شوی

 

پلید و پاک یکسان نیستند، هر چند کثرت پلیدی ها تو را به شگفت آوَرَد

 پس ای خردمندان، از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید

 

 

 

 

 

 

 


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 21:21  توسط شباهنگ فردوسی 

 

 

 

 

 

 

 لاالهالاانت سبحانکانیکنت منالظالمین
 
 

اللهم اجعل صلواتك و صلوات ملائكتك و حملة عرشك و جميع خلقك

 و سمائك و ارضك و انبيائك و رسلك على محمد و آل محمد

 

 

 

 
 
 

 

 

 

  

حمد بی حد واحدی را -جل جلاله - که جلال وی غایت تصاویر عقل است 
 

 

 

پس بدانید هین ای سابقان       گر فزون آیید اندر امتحان

برفشاند بر شما چندان عطا        که بدرد پرده جود و سخا

 

 

ای نفس!  تو را چه می‏شود که می‏بینم بهشت را ناخوش می‏داری

 آن هم اینک که مردم درهم ریخته‏اند و هیاهو بسیار است...

 


ای نفس! بر فرض که کشته نشوی، خواهی مرد

 این کبوتر مرگ است که آوا سر داده است

 آنچه بخواهی اگر درست عمل کنی، به تو عطا می‏شود و هدایت می‏شوی

 و اگر تاخیر روا داری گمراه و بدبختی

 

سوگند به نفس و آنکه نیکویش آفرید

سپس بدی‌ها و پرهیزگاری‌هایش را به او الهام کرد

 هر کس در پاکی آن کوشید، رستگار شد و هر که آلوده‌اش کرد، ناامید شد

 


 * * *

 

 صبر بر تنهايي ، نشانه قوت عقل است

 هر كه از طرف خداوند تبارك و تعالي تعقل كند

از اهل دنيا و راغبين در آن كناره گرفته و بدانچه نزد پروردگارش است رغبت نموده

 و خداوند در وحشت انيس اوست و در تنهايي يار او

 و در نداري توانگري او و در بي تيره و تباري عزت او

 

 

راه است و چاه و دیده بینا و آفتاب       تا آدمى نگاه کند، پیش پاى خویش‏

چندین چراغ دارد و بیراهه مى‏رود       بگذار تا بیفتد و بیند، سزاى خویش‏

 

 

 

 

 

 

 

هوا تاريک بود. سردار به همراه سپاهيانش از ميان ريگزاري مي‌گذشتند

رو به سربازانش کرد و گفت: از

سنگريزه‌هاي اين صحرا برداريد که فردا چه آنان که سنگريزه برداشته‌اند

و چه آنان که هيچ برنداشته‌اند، اندوهگين خواهند شد

عده‌اي از سربازان که به سردار اعتماد کامل داشتند

 تا جايي که توانستند سنگريزه برداشتند و آنهايي که

 باورشان کمتر بود و تحمل حمل بار اضافه را در خود نمي‌ديدند

از برداشتن سنگريزه‌ها شانه خالي کردند

وقتي از صحرا گذشتند، سردار از آنان خواست که سنگريزه‌ها را بيرون بياورند

سنگريزه نبود، جواهرات گرانبهايي بودند که در آن تاريکي تشخيص داده نمي‌شدند

 آن عده که برداشته بودند ناراحت بودند که

چرا بيشتر برنداشته‌اند و آنها که برنداشته بودند، ناراحت از سرپيچي خود بودند

سردار رو به آنها کرد و گفت:

 

" کار نيک هم مانند اين سنگريزه هاست که بعد از گذر از

 دنيا، سرمايه‌اي بي‌بديل مي‌شود که مي‌تواند انسان را نجات دهد

 پس از گذر از تاريکي اين جهان خواهيم فهميد چقدر

فرصتهاي عالي براي نيکوکاري را از دست داده‌ايم"

 

حواستان به فرصتها باشد

 دستهاي انسان هرچه پرتر، زندگيش پر بارتر...

فرصتها، جواهرند

 

 * * *

 

 

 

 این دنیا برای آدمی حکم مقدمه‌ای از یک کتاب را بیشتر ندارد که همانا

 « یاد آخرت دنیا را در نزد تو کوچک و خوار می‌سازد»


انسانِ حقیقت‏جو، از هر نورى راه را مى‏یابد، ولى شخص بهانه‏گیر و اشکال‏تراش

 به هر چراغى خرده مى‏گیرد

 

مؤمن کلام خدارا باور دارد و مطیع آن است

 

ای شیخ وظيفه تو دعا كردن است و بس        در بند اين مباش كه نشنيد يا شنيد

 

 * * *

 

اگر خداوند شما را يارى كند

 هيچ كس بر شما پيروز نخواهد شد!

و اگر دست از يارى شما بردارد

 كيست كه بعد از او، شما را يارى كند؟!

 

 

 

 

صلوات الله و صلوات ملائكته

 و انبيائه و رسله و جميع خلقه  على محمد و آل محمد

والسلام عليه و عليهم و رحمه الله و بركاته

 

 

 

 

 

 

  

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 23:32  توسط شباهنگ فردوسی 
 
به نام خدای بخشاینده هستی بر همه و بسيار مهربان بر نیکان 
 

 
 
حمد بی حد واحدی را -جل جلاله - که جلال وی غایت تصاویر عقل است 
 
 
  
 
الهی ...
 


کفی بی عزاً فاکون لک عبداً

 
و کفی بی فخراً فتکون لی رباً

 
 
انت کما احب فاجعلنی کما تحب

 
 
 
 

 

 

 

تنها خداست که نمی توان در انتظارش بود
 
  در انتظار خدا بودن
 
  یعنی در نیافتن اینکه او را هم اکنون در وجود خود داری 
 
 همه انسانها روزی کتابی کامل می شوند در کتابخانه عرش خدا
 
کتابی قطور نباش..........به چند برگ با محتوا قانع و محتاج باش
   
برای قضاوت کردن خیلی زود است فقط خدا آخر داستان را می داند
 
پس صبر کن...حتی به اندازه کوتاه ماندنت بر روی زمین....
 

 

 

 * * *

 

 

آرام باش آرام

 

تو شاهكار خالقي؛ تحقير را باور نكن

 بر روي بوم زندگي، هر چيز مي خواهي بكش، زيبا و زشتش پاي توست

تقدير را باور نكن

 تصوير اگر زيبا نبود، نقاش خوبي نيستي، از نو دوباره رسم كن

 تصوير را باور نكن

 خالق تو را شاد آفريد، آزاد آزاد آفريد

 پرواز كن تا آرزو،زنجير را باور نكن

 

 

* * *

 

 

به خاطر داشته باشید  که هر کجا  رویاهای شما هستند

شما به آن طرف روی می آورید .

در باره چیزهای بزرگ بیندیشید و در قلب خود بدانید که شما با خدا یکی هستید .

در این صورت اعتماد ، خوشی و ارتعاش شفابخش به طرف کلیه افرادی که

در نزدیکی شما زندگی می کنند ، پخش خواهید کرد .

هیچ کس ، مادامی که خود را گناهکار بینگارد ؛ احساس خوشبختی نخواهد کرد .

احساس گناه یک بیماری ذهنی بشمار می رود و یک کسالت بسیار عادی .

یک کودک فاقد احساس گناه است .

احساس یکی بودن با محبت خدا که رب آسمانی است

 در ما احساس گناه و شرم را از میان خواهد برد .

 

 

 

انسان  فرزانه


بدون انجام دادن کاری عمل می کند

و بدون به زبان آوردن کلمه ای آموزش می دهد

اتفاقات رخ می دهند و او به آنها اجازه ی روی دادن می دهد

چیزها ناپدید می شوند و او به آنها اجازه ی از بین رفتن می دهد

او داراست ، بدون آنکه مالک چیزی باشد

عمل می کند ، بدون آنکه انتظاری داشته باشد

وقتی کارش به پایان می رسد ، آن را فراموش می کند

به همین دلیل برای همیشه جاوید باقی می ماند

 

 

 

تو هنوز نا پدیدی، زجمال خود چه دیدی ؟‌!!!!!

سحری چو آفتابی ز درون خود   درآ ئی

زیر دیوار   وجود   تو ، توئی   گنج گهر

گنج ظاهر شود ، ار تو ز میان بر خیزی

 

 


* * *

 

 

روح بزرگت را

در این چند روز دنیا

ناگزیر

در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند

یک روز

این پروانه زیبا

پیله تنگ و تاریکش را به مقصد آسمان آبی ترک خواهد کرد

تا آن روز

پیله ات را امانتداری خوب باش

 

 

 

 

 

 

 چه کسی در میان افراد بشر شادترین و متبرک ترین است ؟

 آنکس که خواست خدا را می داند و آنرا دنبال می کند

 

 

 

* * *

 

 

خدایا


 

  گرچه بهشت زیبا و دلخواه است

اما بی دیدار تو رنج محض و جانکاه است

  من به حور و قصور بهشت نمی نازم

  که اگر یک نفس با تو باشم

 از آن هزاران بهشت می سازم 

 

 

 

 

 

  

 

  امام صادق علیه السلام:

 

 

به خداوند امیدوار باش، امیدی که تو را بر انجام معصیتش جرات نبخشد

 و از خداوند بیم داشته باش بیمی که تو را از رحمتش ناامید نگرداند

 

 

 

 امام صادق علیه السلام:

 

 

 

ميان ايمان و كفر فاصله اي جز كم عقلي نيست

 عرض شد : چگونه اي پسر پيغمبر ؟

فرمود : بنده خدا در حاجت خود متوجه مخلوق مي شود

در صورتي كه اگر با خلوص نيت متوجه خدا شود

آنچه خواهد در نزديكتر از آن وقت به او رسد

 

 

 

 السلام ای بعد ما آیندگان رفتنی

بر شما خوش باد این غمخانه ناماندنی 

 گرگ اجل یکایک از این گله می برد این گله را نگر که چو آسوده میچرد

 

 

 

 

الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم

بصیرمان کن تا اسیر برنگردیم

 و آزادمان کن تا اسیر نگردیم!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 11:0  توسط شباهنگ فردوسی  |